تبليغاتX
ღ♥ღعشق آخــــرღ♥ღ

ღ♥ღعشق آخــــرღ♥ღ
ღღღهر کجا هستم باشم آسمان مال من استღღღ 
قالب وبلاگ

سلامـــــــــــــ

جمعه برای من روز بزرگیهــــــــــــ

روزی که بزرگترین هدیه رو از معبود آسمونیم گرفتم

"زندگی" رو میگم

سالها پیش میون سرمای زمستون روز بیست و هشتم بهمن ماه

من زمینی شدم

خدا منو از آغوش خودش تو آغوش پر مهر مادرم گذاشت

یادم نمیاد قبلش بهم چی گفته بود؟

تنها چیزی که یادم میاد اینه که الان هیجده ساله که دلتنگ دوباره دیدنشم

خدای مهربون یه سال دیگه از عمرم گذشتـــــــــــــــ!

دلم میخواد کادوی امسالم سعادت باشه و خوشبختی

به اندازه دنیات ازت ممنونم که با من بودی و هستی

کنارم باش و تنهام نذار تو این دلتنگی

نمیدونم اون روز که اومدم هوا ابری بود یا آفتابی

فقط میدونم هیجده ساله هوای دلم برای دوباره دیدنت بارونیه

شاید واسه همینه که همیشه عاشق بارونم

چون قطراتش از بغل تو می افتن پایین و اینجا که میرسن مثل من میفهمن چقدر دلتنگتن

روزهامو به امید دوباره دیدنت میگذرونم

و جمعه ۲۸ بهمن سالروز میلاد منه

روزی که قدم بر عرصه زمین گذاشتم

و آموختم که که عشق بورزم

دنیا دنیا عشق نثار حضور سبزتون

تولدمـــــــــــــــــــــ مبارکـــــــــــــــــــ

این کیکمــــــــ:

وای کادو هامو:

اینم برای شمــــــــا:

[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 22:31 ] [ ღآسمونیღ ]
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
(یه دفتری دارم توش پره از نوشته هام برای خودش خدا رو میگم گفتم بد نیست چندتاش اینجا باشه دوستون دارم)
حیف نیست

چقدر قشنگه دارمت
دوست دارم به بزرگی آسمونت
به بزرگی دنیات
که فقط خودت میدونی تهش کجاست
دارم رو آسمونت برات مینویسم تا همه ببینن
خیلی میخوامتــــــــــــــــــــــــــــ خدا جونمـــــــــــــــــــــــــــــ

آرزو میخواهم چه کنم؟
تو هستی
زندگی هست
مرگ هست
همه می آیند و میگذرند
و باز تو هستیــــــــــــــــــ


روزهایم بی تو هم قشنگ است
من خدا را دارم
که برایم کافی است
آنقدر زیــــــــــــــاد
که اصلا جایی برای تو نیست



کاشـــــــــــــــــــــــــ کاش هایم را لیست کنی
و روزی که برآورده شدند
آرزو های دیروزم را به یادم آوری
تا اینقدر ناسپاس نباشمــــــــــــــــــــــــــــــ


تورا به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که آفریدی دوست میدارم
تو را به اندازه همه روز هایی که خواهی آفرید دوست میدارم
برای خاطر سرنوشت
و عمری که میگذرد
تو را به خاطر آفرینش دوست میدارم
تو را به اندازه معنی عمیق عشق دوست میدارم
تو را به اندازه معنی مبهم بی نهایت دوست میدارم
ای آفریدگار عشق های بی پایانـــــ

ای کاش ببینمت
بیام تو بغلت
تو گوشت بگم این دردا اصلا مهم نیست
مهم نیست مردم چی میگن
تو فقط فکر منی
من فقط فکر تو
دیگه چی میخوام؟
تو مسیر اشتباهام تنهام نذار خدایــــا
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 23:9 ] [ ღآسمونیღ ]
خط خطی های دلم
باز غوغا کرده
باز بین صفحه ها
تو را پیدا کرده
روز هایم ابری ست
باز باران آمد
باز باران اینجا
غصه بر پا کرده
جایت اینجا خالیست
در میان باران
بی تو اما قلبم
ترک اینجا کرده
هر کجا هستی تو
قلب من هم آنجاست
قلب من با منطق
باز دعوا کرده
باز جنگ افتاده
بین عشق و منطق
باز بین میدان
عشق غوغا کرده
[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 20:11 ] [ ღآسمونیღ ]

آیین عشق بازی دنیا عوض شدست

یوسف عوض شدست زلیخا عوض شدست

سر همچنان به سجده فرو بردهام ولی

در عشق سال هاست که فتوی عوض شدست

خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسی

خوکن که جای ساحل ودریا عوض شدست

آن باوفا کبوتر جلدی که پرکشید

اکنون به خانه امده اما عوض شدست

حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق

من همچنان همانم و دنیا عوض شدست

[ شنبه دوازدهم شهریور 1390 ] [ 12:9 ] [ ღآسمونیღ ]

گنجینه ی نورانی قرآن رمضان است

آرامش دلهای پریشان رمضان است

مجموعه ی گلهاست شب وروز عزیزش

یعنی به حقیقت که گلستان رمضان است . . .


مارا به دعا کاش فراموش نسازند

رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

[ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 16:8 ] [ ღآسمونیღ ]

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

 

به همه خواهم گفت

 

به نسیمی که گذر خواهد کرد

 

به شهابی که درخشید به شب

 

به شب روشن و پاک

 

به سپیدار بلند

 

به پرستو که غمگین ترک کند لانه خویش

 

به همه خواهم گفت

 

به شرابی که به پیمانه تو میرقصد

 

و تورا مست کند شب همه شب

 

من به هر کوچه که تو می گذری

 

کوچه هایی که پر از خاطره است..........

 

به همه خواهم گفت

 

که تو را بیشتر از جان خودم دارم دوست

 


راستی فردا تولد یاسمن عزیزم

 

مدیر وبلاگ بزرگ اهدایی هاست

 

زیباترین یاس زمین

 

زمینی شدنت مبارک

 


سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

 

که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست

 

یاعلی

[ پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ] [ 12:10 ] [ ღآسمونیღ ]

روزی بهم می رسیم

بگذار تا زمان

تمام توانش را بکار گیرد

***

روزی بهم می رسیم

بگذار تا نبرد ثانیه ها

به اتمام برسد

***

روزی بهم می رسیم

آنجا که خورشید از طلوع

و ماه ازغروب بیزار شوند

و انجا که زمان معنایی ندارد

***

روزی بهم می رسیم

آنجا که ذره های خاک

رشته ی اتصال من و توست

روزی بهم می رسیم

[ دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 16:52 ] [ ღآسمونیღ ]

باز محرم شدو دلها شکست

 از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد

 از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت

 دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند

 این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است

 محرم مَحرم درد حسین است

[ شنبه بیستم آذر 1389 ] [ 18:45 ] [ ღآسمونیღ ]

مرا اینگونه باور کن

 

کمی تنها کمی بی کس

 

کمی از یاد ها رفته

 

خدا هم ترک ما کرده

 

خدا دیگر کجا رفته؟

 

نمیدانم مرا آیا گناهی هست؟

 

که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟

 

همتونو دوست دارم ممنون که تو این سکوت 

 

مرگ تنهام نمیذارین

 

قربون قدمای سبز همتون

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 19:27 ] [ ღآسمونیღ ]
هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگرچه دستانش از ابتذال ، شکننده تر بود.

هراس من -باری- همه از مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن

از بهای آزادی آدمی

افزون تر باشد

جستن

یافتن

و آنگاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

باروئی پی افکندن...

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد،

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

"احمد شاملو"

"آیدا در آیینه"

[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 17:12 ] [ ღآسمونیღ ]

یکی از زیباترین شعر هایی رو که تو عمرم شنیدم براتون میذارم

امیدوارم شمام مثل من دوسش داشته باشین:

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 



در نهانخانه ی جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد




يادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتی بر لب آن جوی نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشای نگاهت




آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ




يادم آيد : تو به من گفتی :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از اين شهر سفر كن!




با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدی من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صيادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!




اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابی نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم




رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی ديگر از آن كوچه گذر هم!

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!


[ چهارشنبه هفتم مهر 1389 ] [ 14:56 ] [ ღآسمونیღ ]

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام

چه خوانا دوریت را بر سر در خانه نوشته اند

و من در نخواندن آن چه پا فشارانه مانده ام

چه بسیار است دو رویی ها ، فراموش کردن ها ، گسستن ها

و من در این همهمه چه صادقانه مانده ام

رفیقان همه با نا رفیقی خود رفیقند

و من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من کجاست ؟ که من آنجا قنودن خواهم

من در پیمودن راه چه عاجزانه مانده ام

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام . . . .

[ سه شنبه سی ام شهریور 1389 ] [ 12:17 ] [ ღآسمونیღ ]

امروز تولد یکی از دوستای گل و نازنینمه:

دختر حوای گل و دوست داشتنی

کاش زود تر از اینا روز تولدشو میدونستم

ولی به هر حال سالروز میلاد زیباش رو به همراه یه دنیا آرزوی خوشبختی در کنار پسر آدم بهش تبریک میگم

امیدوارم سالهای سال هر جا که هست سلامت و شاد کام باشه


امروز با شكوهترین روز هستیست روزی كه آفریدگار تو را به جهان هدیه داد
 و من میترسم به تو تبریكی بگویم كه شایسته تو نباشد
 به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی تولدت مبارك
این کیکت:
اینک کادو هات:

خدای اطلسی ها با تو باشد
پناه بی کسی ها با تو باشد
تمام لحظه های خوب یک عمر
به جز دلواپسی ها با تو باشد .

تولدت هزاران بار مبارک 
[ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 13:43 ] [ ღآسمونیღ ]
امروز روز بزرگداشت شهریاره شاعرمورد علاقه من کسی که خودش عاشق بود و درد عشق رو خوب میفهمید

یکی از غزلهای معروفش رو که خیلی خیلی دوسش دارم براتون مینویسم:

حالا چرا؟

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چـــرا؟

بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟

عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایــــــم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

وه که با این عمر های کــــــوته بی اعتــــــبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

شور فرهادم بپرسش سر بزیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چــــــرا؟

ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خـــــــواب آلـــــــــود من لالا چـــرا؟

آسمان چون شمع مشتاقان پریشان میکند

در شگــفتم من نمیپاشد زهم دنــــیا چــــرا؟

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزیـــن

خامشی رسم وفاداری بود غوغا چرا؟

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چـــــرا؟

[ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ] [ 14:46 ] [ ღآسمونیღ ]
متن آهنگ جدید وبلاگ(تو دیگه داغونم نکن خراطها)
من خیلى داغونم گلم ، تو دیگه داغونم نکن
من خیلى از تو بدترم ، تکیه به شونه هام نکن
برو که وقتشه برى ، برو که خیلى دلخورم 
برو برو حتى تو رو دست خدا نمی سپارم
با بى خیالى منو نسوزون 
حالا که می رى نشو پشیمون
مگه نگفتى دوستم ندارى
چرا نمی رى تنهام بذارى

دلم با جمله هات آروم نمی شه 
برو دیگه ، برو واسه همیشه
اگه می گى واست فرقى نداره
چرا چشماى تو بارونى می شه
دلم می خواست بازم طاقت بیارم
بازم هر چى که شد به روت نیارم
ولى حالا که حرف رفتن افتاد 
برو دیگه باهات کارى ندارم
برو که وقتشه برى ، برو که خیلى دلخورم 
برو برو حتى تو رو دست خدا نمی سپارم
با بى خیالى منو نسوزون 
حالا که می رى نشو پشیمون
مگه نگفتى دوستم ندارى
چرا نمی رى تنهام بذارى

[ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ] [ 13:59 ] [ ღآسمونیღ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دل کندن اگر کار آسانی بود

فرهاد به جای بیستون دل میکند
امکانات وب


كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ